bookmark

معنای دشت

دشت

[زمين پر از]گردوخاك را گويند.
(
فرهنگ قواس
, ص28)
sourceLink

ضرب المثل دشت

چه يك مرد جنگى، چه يك دشت مرد

رجوع شود به:چو يك مرد جنگى...
(
فرهنگ عوام
, ص204)
sourceLink

چو يك مرد جنگى،چو يك دشت مرد

همانند:صد تا گنجشك نيم من است با زاق و زيق و شيونش.
(
فرهنگ عوام
, ص202)
sourceLink

از روزنه دشتى پيداست(؟)

(
فرهنگ عوام
, ص46)
sourceLink

بدشت آهوى ناگرفته مبخش

همانند و بمعنى:خرس شكار نكرده را پوست مفروش.
(
فرهنگ عوام
, ص95)
sourceLink

اعلام

دشت

[د] با تاى دو نقطه بالا در پايان نام ديهى از روستاهاى اصفهان است. از آنجاست بو بكر محمد پسر حسين پسر حسن پسر جرير پسر سويد دشتى . او از بو بكر عبد الرحيم و جز وى روايت دارد. ¦¦
نيز شهركى است [576] ميان كوهستان اربل و تبريز. من آن را هنگامى كه آباد و پربركت بود ديدم. مردم آنجا همه كرد هستند.
(
ترجمه معجم البلدان
, ج2 , ص382)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.